السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

105

تفسير الميزان ( فارسي )

زنهار متشابهات را پيروى مكنيد كه گمراه مىشويد . مؤلف : اين اخبار بطورى كه ملاحظه مىكنيد در تفسير متشابه معنايى نزديك بهم دارند ، و همه گفتار قبلى ما را تاييد مىكند ، كه گفتيم تشابه ، قبل از رفع ابهام است ، و چنان نيست كه به هيچ وجه نشود آن را بر طرف كرد ، بلكه با ارجاع متشابه به محكم و با تفسير محكم از آن ، تشابهش بر طرف مىشود . و اما اينكه منسوخات هم از متشابهات باشد ، وجه آن نيز همين است ، چون تشابه آيه منسوخ ، همانطور كه گذشت از اين جهت است كه از ظاهرش بر مىآيد كه حكمى را كه بيان مىكند هميشگى است ، ولى آيه ناسخ آن را تفسير نموده و مىفهماند كه حكم مزبور هميشگى نبوده است . و اما اينكه در خبر عيون آمده كه فرمود : « اخبار ما نيز مانند قرآن محكم و متشابه دارد » مطلبى است كه روايات بسيار زيادى از ائمه اهل بيت ( ع ) آن را مىرساند ، اعتبار عقلى هم مساعد آن است ، براى اينكه اخبار ، چيزى جز آنچه در قرآن كريم است ندارد ، و جز آنچه را كه قرآن متعرض آن است بيان نمىكند . در سابق هم گفتيم كه تشابه از اوصاف معناى لفظ است ، و آن عبارت از اين است كه لفظ معنايى داشته باشد ، كه هم با مقصود گوينده منطبق باشد ، و هم با غير آن ، و تشابه از اوصاف خود لفظ نيست ، و نظير غرابت « 1 » و اجمال نيست كه مربوط به ابهام در لفظ باشد و نيز مربوط به ابهام در مجموع لفظ و معنا نيست . و بعبارت ديگر اگر بعضى از آيات قرآن متشابه است ، بدين جهت متشابه است كه بياناتش بمنزله مثلهايى نسبت به معارف حقه الهيه است ، و اين معنا عينا در اخبار هم هست ، يعنى در اخبار نيز رواياتى « متشابه » و رواياتى ديگر « محكم » است . و از رسول خدا ( ص ) هم نقل شده كه فرمود : « ما گروه انبيا با مردم به قدر عقولشان سخن مىگوئيم » « 2 » . و در تفسير عياشى از جعفر بن محمد از پدرش امام باقر ( ع ) روايت شده كه فرمود : مردى از امير المؤمنين ( ع ) خواهش كرد كه آيا ممكن است پروردگار ما را ، برايمان توصيف كنى ، تا هم محبتمان به او زياد شود ، و هم معرفتمان ؟ امير المؤمنين با حالتى

--> ( 1 ) لفظ غريب ، آنست كه كم استعمال شود و در نتيجه ، معناى آن ، مبهم گردد و لفظ مجمل آنست كه . داراى چند معنا بوده و در نتيجه در مورد آن چند احتمال برود و معنايش روشن نباشد . ( 2 ) اصول كافى ج 1 ص 23 ح 15 .